تبليغاتX
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج) - آيت الله اشرفي اصفهاني

 

 

 

 

در سال 1281شمسي، در خميني شهر اصفهان، كودكي متولد شد كه عطاءالله نام گرفت. پدرش مرحوم ميرزا اسدالله از علماي دين و مردي زاهد با زندگي ساده اي بود و مادرش بانو« نجمه » فرزند مرحوم سيد محمد تقي ميردامادي، زني با ايمان و موقر پاكدامن و صبور و فداكار بود. نياكان او اغلب از علماي ديني بوده اند. او نيز از نوجواني و پس از گذراندن دورة مكتبخانه، در دوازده سالگي به توصيه پدر عالمش، از خميني شهر عازم اصفهان مي شود و دروس حوزه را با اخلاص و ايمان و پشتكار آغاز مي كند و طي ده سال سكونت در حوزة علمية اصفهان، دوره هاي مقدمات و سطح فقه و اصول را در محضر اساتيدي همچون آيت الله سيد مهدي درچه اي و سيد محمد نجف آبادي به پايان مي برد

شيخ عطاءالله اشرفي اصفهاني از اوايل طلبگي شروع به تدريس كرد و در قم در مدت هفده سال اقامت، در كنار تحصيل، به تدريس و تعليم و تربيت طلاب جوان اشتغال داشت. مجتهد مجاهد، آيت الله حاج شيخ احمد جنتي، از شاگردان او در دوره تدريس كفايه و مكاسب در حوزه علميه قم بوده است

آيت الله اشرفي اصفهاني بعد از انتقال از قم به كرمانشاه و اقامت در آن ديار، به تدريس و تعليم فقه، اصول و ديگر معارف ديني پرداخت

انس و الفت وي به قرآن مجيد و حفظ قرآن و نيز تشكيل جلسات تفسير قرآن، و ادامه آنها تا آخرين لحظات عمر، از او سيماي ملكوتي ساخته بود. خواندن زيارت عاشورا و دلدادگي اش به امام حسين ( عليه السلام ) به گونه اي بود كه فرزندشان مي گويد: « هيچگاه زيارت عاشوراي او قطع نمي شد. او از تربت مقدس امام حسين ( عليه السلام) شفا مي گرفت و ديگران را نيز به اين عمل سفارش مي كرد. » از هنگام تكليف تا پايان عمر شريفش، هيچگاه زمزمه دعاي كميل ايشان در شبهاي جمعه ترك نمي شد

هنگامي كه بر سر سفره اي وارد مي شد، هرچند غذاهاي مختلفي تهيه شده بود، اما او تنها از يك نوع غذا استفاده مي كرد. به فرزندان خويش توصيه مي كرد كه به كسي حسادت نورزند و خود نيز اينگونه بود. اعتقاد داشت كه خدا به كسي كه بخواهد عزت مي دهد و اگر لايقش نداند عزت را از او خواهد گرفت. پذيرفتن دعوت ثروتمندان براي او بسيار مشكل بود اما با اقشار ضعيف كشاورزان و كارگران ساده رفت و آمد داشت و خيلي زود دعوت آنان را مي پذيرفت. ايشان از ابتداي زندگي تا قبل از موضوع ترور شخصيتها، خريد لوازم مورد نياز خانه را خودشان انجام مي دادند و به خانه مي آوردند

وقتي از طرف آيت الله بروجردي، به كرمانشاه رفت، نزديك به يك سال در مدرسة آية الله بروجردي تنها بود، تا اينكه پس از مدتي ايشان سفارش مي كنند كه او براي خود خانه اي اجاره كند. وي خانه اي اجاره كرد و خانواده اش را به آنجا برد و پس از گذشت سالها، خانه اي را كه بيش از دو اتاق نداشت، خريد

او جسمي ضعيف داشت و كم غذا مي خورد، وقتي به او گفته شد كه با اين وضع جسمي كه شما داريد، كم غذا خوردن براي شما ضرر دارد، جواب داد: همين قدر هم براي ما زياد است. در حاليكه رزمندگان، در خط مقدم جبهه هاي حق عليه باطل خيلي از اوقات نان خشك مي خورند

بعد از انتصاب او به امامت جمعه كرمانشاه، هرچه به او گفته مي شد كه خدمتكاري براي خانه اش بياورند، قبول نمي كرد و مي گفت: من كي هستم كه كسي بيايد و من به او امر و نهي كنم! او هم بنده خداست. من تا وقتي قدرت روي پا ايستادن داشته باشم، خودم كارهايم را انجام مي دهم. آن وقت هم كه از پا افتادم، آن ديگر وظيفة ديگري است

منافقان كور دل ناكام در ظهر جمعه 23 مهرماه 1361، در سنگر نماز جمعه كرمانشاه با منفجر كردن نارنجكي، امام جمعه هشتاد ساله و مجاهد پير راه اسلام، آيه الله شيخ عطاء الله اشرفي اصفهاني را به شهادت رساندند و بدين سان چهارمين شهيد محراب به پيشگاه ابديت تقديم شد. شهادت ميراث مردان خداست و ننگ ورسوايي نصيب منافقان و وارثان آل ابي سفيان و خوارج و … آيه الله اشرفي اصفهاني با شهادت به آرزوي ديرين خود رسيد، اما ننگ و نفرين ابدي و عذاب الهي دامن گير منافقان گشت. پيكر مطهر اين لالة خوني پس از تشييع با شكوه مردم كرمانشاه به اصفهان انتقال داده شد و پس از مراسم با شكوه ديگري در گلستان شهداي تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 13:36  توسط بنده عاشق و گنه کار  |